بیوگرافی و آشنایی من با میراکلس
خب بنده چهارده سالمه
بیخیالِ شهر
دختری ام که با خودیا میگم و میخندم و شوخم با غریبه ها خیلی آروم و خجالتی ام...دلم میخواد به دیگران کمک کنم و اگه کاری از دستم برمیاد دریغ نکنم. تمام تلاشمو میکنم که با بقیه با مهربونی و ملایمت رفتار کنم و هیچ وقتتتتتتت کاری نکنم که دل کسی بشکنه. اگه از حق نگذرم باید بگم من خیلی مراعات میکنم که یه موقع کسی ناراحت نشه...ولی خب اگه پای حق بیاد وسط یا بهم اهانت بشه، ساکت نمیشینم...
خصوصیات خوبم
:وفاداری، مسئولیت پذیری، درک بالا(چه هندونه ای میذارم زیر بغل خودم
)، خوش قولی، مهربونی(اعتماد به سقففففف)، اهل کمک بودن ، تیز و زبل بودن(یعنی منظور کارای آدما و اتفاقات اطرافو زود میگیرم البته خب خیلی اوقات به روی خودم نمیارم)
راستش از خصوصیات بدم میتونم اینا رو نام ببرم
: دیرجوشی(توی فضای مجازی دیرجوش نیستم چون کسی منو نمیبینه!)، گاهی زود عصبانی میشم، بدبینی، شکاکی، یه کم بی ارادگی، خاطرات بد و رفتار بد آدما رو هیچ وقت فراموش نمیکنم(البته لازم به ذکره که باید رجوع کنم به اون جمله ی معروف:میبشخم چون قلبم با بخشیدن آرام میشود...فراموش نمیکنم چون تجربه ها مرا میسازند
و البته شک دارم که این خصوصیت خوبیه یا بد)
بزرگترین ترسای من مرگ و آینده هستن
درس هایی که توشون خوبم:همه ی درسا به جز ورزش(خدا اولین کسی که ورزشو کشف کرد رو مرگ بده
)
البته با این که از ورزش خوشم نمیاد، اما بی نهایت عاشق شنا هستم
درس های مورد علاقه م: ادبیات، انشا، زبان انگلیسی، ریاضی و زیست(البته ما هنوز زیست نداریم ولی توی علوم به مبحث زیست علاقه مندم
)
از چه جور آدمایی به شدتتتتت بدم میاد؟ آدمای بی وفا، خیانت کار(حالا فکر نکنید بهم خیانت شده و شکست عشقی خوردما
منظورم فقط خیانت عشقی نیست مثلاااااا یکیش خیانت در امانته)، آدمای بدقول و آدمای مسئولیت ناپذیر
راستش با فیلم اصلا میونه ی خوبی ندارم ولی عااااااااشق آهنگم و البته سلیقه ی موسیقیایی من یه کم متفاوته مثلا من از سبک رپ و هیپ هاپ به شدت بدم میاد و خواننده های بازار پسندی که جدیدا اومدن توی بورس و هیچ هنری ندارن و فقط جوونا به دلایل مسخره دوسشون دارن رو به هیچ وجه دوست ندارم. مثلا مهراد جم و گروه اپیکور و...البته طرفدارای این سبکا و خواننده ها ناراحت نشن این فقط نظر منه
من آهنگای خواننده های باهنری مثل شادمهر عقیلی رو ترجیح میدم...بعضی اوقات هم آهنگای خواننده های قدیمی و پیشکسوت رو هم گوش میدم مثلا مهستی و ابی و گوگوش و...
من خیلی فکر و خیال میکنم و دیگه زیادی تخیلی ام مثلا چندددددد تا زندگینامه ی جادویی و تخیلی از خودم نوشتم
مثلا توی یکیشون یه سلبریتی مشهور هالیوودی بودم...توی یکی دیگه از نه سالگی، موقع جشن تکلیفم یه سفینه ی فضایی اومد روی زمین و به من قدرتای جادویی داد...یکی دیگه با بنتن عاشق و معشوق بودیم
(الان که بهش فکر میکنم میگم خدایا منو گاو کن!) و...
انیمیشن های مورد علاقه م: آلوین و سنجاب ها 1 و 2 و 3 و 4(چقدر من منتظر قسمت چهارمش بودم و فکر میکردم چون توی قسمت دوم تئودور و النور رابطه ی عاشقانه داشتن و توی قسمت سوم سایمون و ژانت، حتما حتما حتما حتما توی قسمت چهارم آلوین و بریتنی رابطه ی عاشقانه دارن ولی وقتی قسمت چهارم اومد دیدم نه تنها رابطه ی لاوطوری ای ندارن بلکه دخترا کلا توی چند تا سکانس کوتاه هستن و نقششون خیلی کمرنگه
و اون جا بود که من با تمام وجود عر زدم و عرم به قدری ترسناک بود که کل خونواده جیغ زنون اومدن توی اتاق ببین چی شده...کلا انگار توی تقدیر من نوشته شده باید برای عدد چهار انتظار بکشم
)، دلیر و مولان
انیمه های مورد علاقه م: قلعه ی متحرک هاول، شهر اشباح، اسم تو، صدای خاموش و مدفن کرم های شبتاب(خیلی دردناک و غم انگیزه
)
کارتون های سریالی مورد علاقه م:میراکلس(تعجبی هم نداره)، آنجلز فرندز(یعنی من حاضرم کل زندگیمو بفروشم که بتونم همه ی قسمتای اینو پیدا کنم و ببینمممممممممم

چه سرنوشت تلخیه که من بدبخت کلا چند تا قسمت ازش دیدم!)
کتاب خوندن رو خیلی دوست دارم و هم دائرة المعارف میخونم هم رمان...دلم میخواد کتاب رو توی دستم بگیر و بخونم؛ پی دی اف خوندن رو دوست ندارم
من عاشق فست فود و غذاهای برنجی و خورِش هستم!بیشتر از همه ی خورِش ها هم قورمه سبزی رو دوست دارم
هیچ کی رو نمیتونید پیدا کنید که به اندازه ی من عاشق شیرینی و کیک و بستنی و شکلات و...باشه!ولی نمیدونم چرا با این حال اصلا چاق نمیشم و لاغرم
خیلی دلم میخواست یه کم وزنم بالاتر باشه
و حامی حقوق حیوانات هم هستم و به نظرم جون اونا هم به اندازه ی آدما باارزشه
عقیده ی من:حیوونا پاک ترین و بهترین مخلوقات خداوند هستن
یه چیز دیگه هم اینه که من خیلی خودمو دوست دارم
(بلوط منطقی:کیه که خودشو دوست نداشته باشه؟)یعنی هی میرم جلوی آینه وایمیستم و یهو برای خودم میمیرم! مخصوصا برای پوستم(با این که شاید از نظر دیگران پوستم رنگ پریده باشه و بعضی از حسودای پلاستیکی توی فامیل یا مدرسه، لفظ گچ یا شیربرنج رو برام به کار بردن و البته منم کاری کردم که دیگه جرات نکنن بگن، خودم خیلی کشته مرده ی پوستم و رنگشم
) و موهام
(بلوط منطقی: چقدر خودشیفته ست! البته نباید از حق بگذریم پوست تو زیادی بی رنگ و روئه! بلوط احساسی:خفه...من باید با خودم ازدواج کنم!)آها راستی وجود من دو بُعد داره؛ بلوط احساسی و بلوط منطقی! طبق تست ام بی تی آی منطقم یه کم از احساساتم بیشتره یعنی منطق پنجاه و خورده ای درصد و احساسات چهل و خورده ای درصد(دقیق یادم نیست) ولی خب نمیدونم چرا احساسیه حضورش پررنگ تره
آشناییم با میراکلس، مثل خیلیای دیگه این طوری بود که توی جم جونیور دیدم و بعدا رفتم دنبالش و بیشتر تحقیق کردم و فصل سه رو هم دیدم و... یه قضیه ای که برای خودم خیلی جالبه، اینه که اولاش به شدتتتتتتتتت از میراکلس متنفر بودم! وقتی میزدم جم جونیور و میدیدم داره نشون میده، اصلا نگاه نمیکردم ببینم دارن چی کار میکنن و با چنان خشمی شبکه رو عوض میکردم که توی نگاه مامانم «خدا دخترمو شفا بده» موج میزد...با خودم میگفتم: اه اه عجب کارتون بچه گونه و مسخره ایه!(الان که فکرشو میکنم میبینم اون موقع یه تخته م کم بوده
) دختر کفشدوزکی و فلان فلان...مخصوصا یه چیزی که باعث میشد ازش بدم بیاد این بود که صدای تیکی صدای خود مرینت بود(توی دوبله ی فارسی) و فقط نازک تر شده بود
در واقع اگه الان از حضور من در این جا خوشحالید، مدیون نرگسید(کسایی که داستان لحظه ی عاشقی رو توی وب میراکلس فن پیج خوندن باهاش آشنایی دارن
حالا این وسط گفتم یه تبلیغی هم بکنم دیگه
لینکش بین پیوندها هست) چون یه بار زنگ تفریح توی مدرسه پرسیدم-تو آنشرلی رو میبینی؟(یه مدت کشته مرده ی کارتون آنشرلی بودم) بعد اونم گفت-آره گاهی اوقات...تو فلان کارتونو میبینی؟(اسمشو یادم نیست) گفتم نه...چند تا کارتون دیگه هم پرسید میبینی منم همه رو گفتم نه بعد برداشت گفت- پس تو چی میبینی؟
وقتی دختر کفشدوزکی رو نمیبینی یعنی عمرت به باد رفته!
منم گفتم-تیششششششش! بابا یه کارتون خیلی ساده ست که دو تا عاشق در کنار هم برای نجات از شهرشون میجنگن دیگه!
نرگس هم یه آه جگرسوز کشید و گفت-دردناک بودن قضیه همین جاست که هم عاشق همدیگه ان هم نه!
من که اون لحظه داشتم کروسانمو عین خرس میخوردم، یهو به این حالتا در اومدم:


در حالی که منظورشو نفهمیده بودم و سعی میکردم خودمو خیلی بیخیال نشون بدم گفتم:اهم...دختر کفشدوزکی و گربه ی سیاه هویت همو میدونن؟
و «نه» گفتن نرگس، منو جذب میراکلس کرد
و از اون به بعد پای همه ی قسمتا نشستم و تازه فهمیدم که این در واقع یه مربع عشقیه و...دیگه خودتون میدونید
فهمیدم که این کارتون اصلا اون طوری که در نگاه اول به نظر میاد نیست و خیلی پیچیده و خاص و زیباست!
از کاگامی به شدتتتتتتتت متنفرم ولی از لوکا بدم نمیاد
بیشتر از همه ی شیپ ها آدرینت رو دوست دارم(در حد مرگ عاشقشم
) و بعد لیدی نوار و بعدش هم مریکت
از لیدرین هم خوشم نمیاد
و این که من خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی مرینت رو دوست دارم


(مهم ترین دلیلی که میراکلس رو نگاه میکنم مرینته)
خب دیگه تموم شد ببخشید زیاد حرف زدم
دوستون دارم عزیزان
میراکلس نماد عشقه ❤...