i love you ~ part 1

سلام به همه

خب دیگه تو پست قبلی حرفام رو بهتون زدم

ولی خب اینجا کوتاه مختصر و مفید بهتون میگم که معذرت چهار روز نبودم

خب دیگه زیاد حرف نمیزنم که بریم سراغ پارت یک داستان

 

دلم گرفته است...!

 

یا دلگیرم...!

 

یا شاید هم دلم گیر است...!

 

نمیدانم...!

 

اصلا هیچوقت فرق بین اینها را نفهمیدم...!

 

فقط میدانم دلم یک جوری میشود...!

 

جوری که مثل همیشه نیست...!

 

دلم که اینطور میشود...!

 

غصه های خودم هیچ...!

 

غصه های تمام دنیا میشود غصه من...!

 

 

ادامه نوشته

!!!!!!!!

الینا. مهلا. نیلا بیاین گفتینوم.

 

 

 

لطفا هر چه زودتر ممنون

▪سه تا کمیک بارونی▪

عرررررررررررررررررررررر

اِوا سلام ببخشید نفهمیدم کی اومدین

عررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر

عاغا الان میگم چرا دارم عر میزنم

خیلی خیلی خیلی معذرت میخوام خیلی شرمندتونم

واییییییییی سه روزه پست نزاشتم

میدونم خیلی بدم خودم میدونم

عرررررررررررر

از خودم بدم میاد

به قول الیا میخوام با قاشق خودکشی کنم

معذرت

عاغا الیا خانوم نمدونم چن روز پیش یه لغت جدید به فرهنگ لغاتم افزودند به نام گشادی

منم این سه روز همین بودم تنبلیم میومد پست بزارم

ببینید الان فک نکنید کلا ادم تنبلیم ها نه ولی خب...

خب... خیلی رک بگم اعتماد به نفس ندارم فک میکنم پستام خوب نیستن

ولی خب از این بحث بیایم بیرون چون اینطور بگذره با فردا صب باید به چرت و پرتای من گوش بسپارین

اما خب به وب سر میزدم پستا رو نگا میکردم و کامنتم میدادم و به عنوان یه افسر پلیس که برای وبلاگ خدمت میکنه به مسئولیتام عمل میکردم

(الان بگید این چقد خودشیرینه میزنم خودمو همینجا میکشم)

و اینکه از همگی تشکر میکنم که تو این چند روز مث همیشه پرقدرت ادامه دادن و داستان و پست گذاشتن (وجی: اعتماد به سقفت)خو چیه مگه پر قدرت ادامه ندادن؟!(وجی: اینکه درست ولی اینکه فک میکنی با نبود تو چیزی عوض میشه یا کسی حالی ازت میگیره برام بسیار جای تعجبه)اهان از اون لحاظ عرررررررررررررر

اهان راستی گفتم داستان

اینم میدونم که خیلی بدقولم و قرار بود داستانم رو بزارم و نزاشتم

ولی خب نه پوستر درست کردم نه به سبک میراکلس نوشتمش

ولی امروز حتما انجام میدم دیگه حتما وگرنه کلمو میکوبم به دیوار آشپزخونه الیا جونم ممنونم که بهم اون چیزی که خودت میدونی رو یاد دادی ولی خب حالا فهمیدم که به دردم نمیخوره و چون تازه کارم گند میخوره توش و کلا منصرف شدم اصلا اونو کلا وللش فراموشش کن بازم ممنون امروز پوستر درست میکنم و میتایپمش

عاغا بسه چقد حرف زدم

برین ادامه که براتون کمیک دارم اونم سه تا کمیک بارونی 

اقا دلم بدجور برای بارون تنگه مخصوصا بارون نم نم بهاری با ابرهای خاکستری پخش و پلا تو اسمون شمال

هعیییییییی خدایا میخوام فرار کنم برم شمال

من خیلی خیلی خعلییییییییییی بارونو دوست دارم

ووویییییییی وجی پریز منو از برق بکش یه سره حرف زدم

کجا بودم

اهان برین ایدامه

ادامه نوشته

▪عکس+ یه نکته راجب داستانی که میخوام بزارم▪

خب اول از همه سلام

کی اول سر صب پست میزاره خب من!(البته الان که پستم تموم شد نوشته هاشو مرور کردم همچین اول صب نی بیشتر میخوره ظهر باشه تا صب)

چون کلاس انلاین داشتم معلما و سایت و کلا کل مدرسه قالمون گذاشتن پست دادم!!!

البته خود مدرسه گفته که این هفته کلا آزمایشیه ینی معلما هر چی هم درس بدن هفته بعد باید تکرار کنن پس فعلا به گفته خودشون این هفته تق و لقه و هفته بعد بحث اصلی شروع میشع که از ساعت ۷ و نیم صب تا ۲ بعد از ظهر سر لپ تابم دیگه چه کنیم دیگه مدرسس

حالا اینا رو وللش اینا یه چیز ثابته که همش تو زندگیمون بوده و تا دم مرگمونم تا جایی من میدونم باهامون میاد

خب امروز با ۱۵ تا؟ اره ۱۵ عکس اومدم خو چه کنم یادم میمونه دیه جون خود یو آپلود ظرفیتش ۱۵ تا عکسه منم همش همون قدر آپلود میکنم برا همین همش یادمه

با ۱۵ تا عکس در خدمتتونم و یه چن تا نکته راجب داستانی که قراره بزارم و بیوگرافیش رو بهتون بدم که... اهم حرفام برا موقعش بهتون میگم

خب بدو تو ادامه

نه برو، بدویی بچم ادامه جانم ماه تابانم اهمم...(زیاد آهنگ گوشیدم) خراب میشه

ادامه نوشته

▪سلوم+عکس+مژدگونی▪

سلوم سلوم

ماری اومده!

چی چی آورده؟

عکس آورده!

با صدای چی؟

(وجی: با صدای بز) ینی ها استاد تو ذوق زدن تویی

خب اول اینکه معذرت که دو روز فک کنم اره دو روز نبودم پریروز یه مشکلی پیش اومده بود و دیروزم خب یه مشکلی پیش اومده دیگه

الانم دست پر اومدم که اگه زمان یاری کنه کلی عکس بزارم تو دست و بالتون

و اینکه اهان یه داستان خوندم میراکلسی نی اما خیلیییی قشنگه حالا اگه الیا خانوم اجازه بدن من اون داستانو به سبک میراکلسی بزارم داخل این وبلاگ زیبا

نظرت چیه الی جونم؟ و خب بقیه هم نظر بدنا تو کامنتا بگین دوست دارین بزارمش یا نه

اسمه داستانش رو گذاشتم "دوست دارم" خو چیه به نظرم قشنگه اسمش حالا اگه شما چیز بهتری به فکرتون رسید به منم بگید

اگه دوست داشتین بگین بیوگرافیش رو بزارم و شروع کنم

خیله خوب زیاد حرفیدم برید ادامه

راستی قاطی عکسا کمیکم هستا

اه دوباره حرف زدم که وجی زیپ دهن منو بکش!(وجی: اوکی)قرررررررچ {مثلا صدا زیپه بود}

ادامه نوشته

▪کوامی ها به صورت انسانی▪

سلوم

با یه چند تا عکس از کوامی ها تو حالت انسانیشون اومدم

برو ایدامه(وجی: ادامه منظورشه)

ادامه نوشته

▪نویسنده جدیدم، بیوگرافیم▪

سلام به اهالی دوست داشتنی وب فن لاو

من ماری ام و همونجور که تو عنوان پستم خوندید یه نویسنده جدیدم و این پست مخصوص معرفی من به شما و بیوگرافیم ( همه رو با هم یکی کردم دیگه)

حالا برو ادامه تا بیشتر آشنا شیم

ادامه نوشته