▪عکس+ یه نکته راجب داستانی که میخوام بزارم▪

کت جانم آرام اونجور که تو رفتی من گرخیدم چه برسه لیدی که الان اونجاست کسی نمیخواد بدزتتش که مال خودت برو من نمیخوامش فقط امشب بچمو سکته ندی
همگی یه صلوات بفرستیم این کت نوار لیدی رو امشب سکته نده![]()


اوه اوه(چی بگم خو؟)![]()

خیلی ناناس شده تو حالت دخترونش![]()

این خود بندم که دیروز این صحنه رو تازه دیدم
ماشالا با این سانسورایی که اینا میکنن بعضی وقتا... اصلا وللش. مثلا نگا کن قسمت وِر دَد (منظورم قسمت دو فصل سه هستش
) میگه مرینت طرفدار منع بابا مرینت تو زیرنویس و دوبله اصلی برا اینکه کت رو از تو فکر کشف هویت لیدی بکشه بیرون گفت عاشقتم حالا اینا برداشتن میگن باورم نمیشه مرینت طرفدار من و بلا بلا بلا تازه خود گربه هم جایی که میگه من خودم عاشق لیدیم و به مرینت جواب منفی میده اینا با دوبله مسخرشون میگن اگه از من بپرسن خودت طرفدار کی هستی؟ من بهشون میگن من طرفدار لیدیم و بلا بلا بلا اخه طرفدار چه صیغه ایه!
(وجی: ماری یه نفس عمیق یک دو سه حالا دم بازدم افرین تو ادامه بده من با اینا حرف دارم)(وجی: اقا اینو قیافشو ندیدین که بنفش شده بود بنفشا بادمجون در مقابل این کم میاورد
)

هووووووففففففففف از دست اینا خب عکس قبلی رو وللش الکی خون خودمو کثیف کردم شما هم اینکا رو نکنین
خب بچسبیم به این عکس من خودم هیچی از این عکسه نفهمیدم
اه این استیکره از کجا اومد من هنو دارم حرف میزنم
داشتم میگفتم من چیزی نفهمیدم ینی فهمیدما ولی به نظرم این باید کمیک باشه چون این عکس تنها معنی نداره منم بعدش رفتم گشتم ولی پیدا نکردم حالا بیخیال بیاین فعلا همین یه عکسی که در اختیار داریمو تجزیه تحلیلش کنیم![]()
خب تو قسمت بالایی عکس مشخصه حال لیدی خوب نی حالا به چه دلیلی اونو من نمدونم ولی کاملا واضحه که حالش خوب نیست و نمیتونه راه بره وگرنه چرا باید ادرین بغلش کنه خودش دو تا پا داره راه میرفت باهاشون دیگه پس مشخص میکنه وضعیت تا حدی وخیمه![]()
حالا قسمت پایینی اقا مرینت(میدونم مارینت نوشته میشه ولی حوصله ندارم دیگه شمام گیر ندین
) یه جور وایستاده انگار رو پشت بومه و میخواد خودشو پرت کنه پایین
منکه با نگاه اول اینو فهمیدم شما رو نمیدونم
ولی حالا کت پشتش وایستاده و همونطور که میبینید زخمیه(یعنی اگه یکی ندیده باشه حال کتو کلمو الان میکوبم به دیوار رو به روم
)و اونم مث حال لیدی تو قسمت بالای عکس حالش زیاد خوش نیست ولی میتونه راه بره پس نیازی نداره مرینت بلندش کنه![]()
منکه تا اینجا مخم کار کرد شمام اگه نکته دیگه ای به ذهنتون رسید حتما بگید![]()
ولی خودم به شخصه این عکسو دوست دارم به قول یکی دوست دارم کاراکترا زجر بکشن ولی خب در این حدی که حرف این دوستمون داره داد میزنه بدجنس نیستم میدونین اخه دلیل دارم ببینین همیشه تو موقعیت های بد صحنه احساسی به وجود میاد دیگه منم که خوراکم داستان و کلا همچیه احساسی و عاشقانه و غمگینه برا همین اینطوریم دیگه شما به بزرگی خودتون ببخشین![]()

خودتون بهتر از من میدونید ایجا چه خبره عزیزانم![]()


حالا پلگ لو باتری شد اخیییییییییییییییییییییییییی![]()

اعععععععععععععععععععععععععععععععععععععععع
پس بگو این حرکته موقع تبدیلش از کجا اومد
اقا اینو گذاشتم استوری واتساپم دوستم جواب داده فقط قیافه ادرینو
راستم میگه خو بدبختو نگا چه جوریه سکته ناقصو زده![]()

خودتونید و شباهت این عکسا، پس سعی کنید در صلح با هم باشید با تشکر
(ینی همون با هم حال کنید خودمون
)

اخیییییییییییییییییییییییییییی
(به قول جناب خان: آخیییییی
{شما با همون لحجه خاص جناب خان در نظر بگیرین
}) اقا یه اعتراف دارم مال ماریکتیش خیلی ضایعست ینی در حد لالیگا ضایعست نگا چشای مرینت داره از کاسه در میاد![]()

اینم دقیقا منم که کاگامی رو زیر کلیو که سهله تُن باری از فحش ها دفن میکنم![]()

یه کشف هویت
والا بخدا اینهمه کمیک کشف هویت ساختن بعد توماس عرضه نداره یه دونه بزاره ما باهاش حال کنیم
فقط تورو خدا قیافه کتو
نخدین بهش بچم تو شوکه![]()
عررررررررررررررررررررر خودم میخندم به شما میگم نخندین
اقا من امروز یه چیزیم هس شرط میبندم باهاتون![]()
خب این از عکسا ببخشید شد ۱۴ تا شد یه عکسو دو بار آپلود کردم![]()
![]()
حالا همون نکته هه راجب داستانم ببینید اول از همه خیلی ممنون از بلوط جون چون تنها کسی بود که برا گذاشتن یا نگذاشتن، بودن یا نبو... اهم برا گذاشتن یا نذاشتنش نظر داد
خیلی ممنون از کسایی که نظر ندادن![]()
و دوم اینکه من با خودم فک کردم و به شماهایی که نظر ندادید حق میدم خب ببینید من فقط اسم داستانو گفتم(اونم تازه چی یه اسم مسخره
) و بیوگرافیش رو ندادم من خودم آدمیم که راجب یه چیزی بخوام نظر بدم راجع بهش تحقیق میکنم بعد نظر میدم خب من فقط یه اسم گذاشتم کف دستتون اون وقت انتظار داشتم نظر بدید![]()
خب الان بیوگرافیش رو میدم بعد باید شروع کنم به سبک میراکلس نوشتنش و تازه باید از اول دوباره بخونمش و کلماتش رو مو به مو بنویسم چون برنامه ای ندارم که پی دی افش رو باز کنه و من اونجا بتونم کپی پیستش کنم
(کسی داره معرفی کنه تولوخدا
)
و اینکه اهان یکم مغزمو کاربندازم یه اسم براش انتخاب کنم![]()
یه چیزی ببینید من دو تا داستان عادی(منظورم از عادی غیر میراکلسیه
)خوندم هر دو فوق العاده بودن و از طرف من تاییدیو رو گرفتن حالا موندم کودومو بزارم
اقا اون داستانی که اول بهتون گفتم تقریبا میشه گفت کوتاهه شاید ده پارت شاید کمتر یا بیشترم شه دقیقشو نمیدونم چون هنوز پارت بندیش نکردم
ولی توی خود سایتی که گیرش اوردم داستانه جزو داستانهای کوتاه بوده اما اون یکی نسبت به اولیه میشه گفت بلنده من تصمیم گرفتم اول کوتاهه رو بزارم بعد بلنده هر دوشون فوق العاده قشنگ بودن حالا الان بیوگرافی اولیه رو میدم برید بخونید نظر بدید بزارمش یا نه
نظر بدیدا کلتونو میکنم کسی راجب عکسام نظر بده راجع به داستان چیزی نگه![]()
اهان پوسترم براش نساختم امروز کلا باید برم سر پوستر و پارت اول و یه چن تا هم عکس براتون اماده کنم![]()
اقا مژده بدم همین الان تو گروه واتساپ مدرسمون فهمیدم سایتشون مشکل پیدا کرده کلا کلاس امروز تشکیل نمیشع
البته خب خیلی دیر گفتن چون عملا اگه کلاسم داشتم دقیقا همین الان ینی یازده و ده دیقه تموم میشد
ولی خب خوبیش اینه که تکلیف ندارم به جز جزوه شیمیم که دبیرمون امروز تکلیف کلاس شیمی دیروزمون رو دادن![]()
فقط برو نگا کن چقد من حرف زدم برین سر بیوگرافی![]()
اسم داستان: "دوست دارم" (به نظر خودم این اسم قشنگه شاید اصلا عوضش نکردم
)
نوشته ی: مبینا(فامیلیشو ننوشته بود
)
انتشار دهنده: ...𝓜𝓐𝓡𝓘𝓘...(دلم نیومد اسم خودمو ننویسم
)
شیپ: آدرینت(فک کردین من میزارم لوکانتی و ادریگامی شه
تا جایی که یادمه {چون رمانه رو سه روز پیش خوندم
} اصلا تو این داستان لوکا و کاگامی ای وجود ندارد
)
ژانر: عاشقانه(چیه میخواستی نباشع
تو فک میکنی من داستانی بدون این ژانر اصلا بزارم
) کمی درام(اونکه صد البته باید باشه
)و رمانتیک(حالا اگه ژانر دیگه یادم اومد، وسط داستان پارازیت میدم به گوش همتون میرسونم
)
در ضمن یه اوپینگم داره که در سمت چپ میدون... اهم ببخشید یه لحظه رفتم تو فاز راهنمای تور بودن داشتم میگفتم یه اوپینگم داره که در پایین مشاهدش میکنید![]()
"دلم گرفته استــ....!
یا دلگیرمـ....!
یا شاید هم دلم گیر استـ...!
نمی دانمـ....!
اصلا هیچ وقت فرق بین اینها را نفهمیدمـ....!
فقط می دانم دلم یک جوری می شود...!
جوری که مثل همیشه نیستـ....!
دلم که اینطور می شود ...!
غصه های خودم هیچـ....!
غصه های همه ی دنیا می شود غصه ی منــ....!"
اوپینگشو خودم میدوصتم![]()
خب حرفام تمومه شاید امروز آخر وقت کاریم(منظورم ساعت شیش هفته غروبه
) پارت اولو گذاشتم![]()
.
.
.
روزت پرتغالی کیوتم![]()
نظر ندی من میدونم و خودتو این دمپایی تو دستم![]()
![]()
میراکلس نماد عشقه ❤...