نتونستم بهتون نگم
شرمنده که این پست خصوصیه و ربطی به میراکلس نداره و همیشه خودم و آلیا بهتون میگیم پست خصوصی و بی مورد نذارید ولی باید بهتون میگفتم!
شیخی...
شیخی...
شیخی...
دیگه امسال معلممون نییییییییییییییییییییییست![]()
نه تنها معلممون نیست بلکه کلا از این مدرسه رفتههههههههههههههه![]()
![]()
وای خدایا خیلی خوشحالم نمیدونم چی بگممممممممممممم
از همه ی کسایی که برای رفتنش دعا کردن خیلی ممنونم عرررررررر
بازم میگم ببخشید(که البته خدا ببخشه) که این پستو گذاشتم ولی شماها دوستامین و دلم میخواست این خوشی رو باهاتون سهیم شم!البته خب شما که خوشحال نشدید آخه شیخی معلم شما نبود معلم من فلک زده بود
ولی به هر حال فقط در میون گذاشتنش با نرگس کافی نبود باید به شماها هم میگفتمممممم
این طوری فهمیدم:برنامه ی هفتگیمونو توی چنل مدرسه گذاشتن و منم با ترس و لرز رفتم ببینم...زیر هر کدوم از درس ها اسم معلمشو نوشته بودن و بیشتریا معلمای سال پیشمون بودن(که البته همه شون به جز شیخی و معلم ورزشمون عالی ان
مخصوصا معلم ریاضی و هنر و قرآن(که سال پیش معلم پیام های آسمونمون بود و به شخصه خیلی کشته مرده ی اون معلممونم آخه خیلی خانوم خوب و باحالیه) و معلم پیام های آسمان(که سال پیش معلم عربیمون بود و به این دلیل دوسش دارم که مهربون و خیلییییی ساده ست!)) بعد که دیدم برای علوم یه معلم دیگه رو نوشته که هشتمایی که سال پیش باهاش کلاس داشتن میگفتن خیلی خوب و عالیه و دیدم شیخی معلم هیییییییییییییییییچ کدوم از کلاسا نیست، تا چند لحظه توی شوک موندم و بعد دیگه نمیتونستم جلوی قر دادنمو بگیرم!رفتم هزار تا هم آهنگ شاد و قری گوش دادم...بعد که یهو یادم اومد محرمه
حالا درسته که من همیشه آهنگ گوش میدم ولی دیگه آهنگای تا این حد شاد گوش نمیدم و نمیرقصم
خدایا توبه! خب آخه خیلی خوشحال شدم حالا که خوشحالیم خورد به محرم که تقصیر من نیستتتتتتت مگه نمیشد یه کوچولو شادی کنمممممم؟![]()
حالا الان دیگه نمیتونم به خدا بگم ببخشید چون اون که دیگه نمیتونه بگه خدا ببخشه
خدا خودشه!
بعدشم رفتم پی وی نرگس که هنوز برنامه ها رو ندیده بود و خبر نداشت و داشت ناله میکرد:ای خدا چرا قدیمی(معلم زبان نچسبمون که منو فوق العاده چندش صدا میزنه) و شیخی دست از سرمون برنمیدارن؟
منم وویس دادم:گلاب، گلاب کاشونه!ماشاءالله!عروسی نرگس جونه!ماشاءالله!دومادشم سابرچ جونه!ماشاءالله!(اگه تمایل به آشنایی با سابرچ دارید، به داستان لحظه ی عاشقی، توی وبلاگ فن پیج مراجعه کنید
)
نرگس هم شروع کرد جیغ و داد ولی وقتی خبرو بهش گفتم، اونم در این حالت به سر میبرد:![]()
خلاصه که الان کل مدرسه به جز چند تا احمق کاچه که نمیدونم دقیقا به چه علت شیخیو دوست دارن، از رفتنش خوشحالن!
ممنون که دعا کردین!
همه تونو خیلییییییییییی دوست دارم![]()
امیدوارم شما هم معلمای خوب و خوش اخلاقی داشته باشید(البته ما الان چهار تا معلم جدید داریم که با اخلاقیاتشون آشنا نیستم و فقط دو تاشون رو تا حدودی میشناسم و اون دو تای دیگه رو اصلا نمیشناسم)
یه شعر انگلیسی هم برای رفتن شیخی سرودم که بیخیال نیاز نیست بذارمش![]()
بچه ها بازم عذر میخوام که یه پست خصوصی گذاشتم ولی حالا یه بار استثنا قائل شید![]()
میراکلس نماد عشقه ❤...