پارت سوم شروع زندگی جدید به کمک کتنوار
لایلا: آقای دوماکلیس مارینت منو از پله ها پرت کرد پایین الان پام خیلی درد میکنه
مارینت: آقای دوماکلیس داره دروغ میگه من همش پیش آدرین بودم چجوری باید اونو بندازم
آدرین: آقای دوماکلیس منم شاهدم اگه حرف های منو قبول نداریندوربینارو چک کنید
لایلا: منم شاهد دارم که مریدنت (مریدنت و مرض مریدنت و کوفت مریدنت و....،استغفرالله)
آدرین: اگه منظورت یه دروغگوعه دیگست ما هیچ دروغگوعه دیگه ای تو اینجا نداریم
لایلا: کلویی که دروغگو نیست به اون بگین بیاد
آدرین: آقای دوماکلیس به کلویی بگین بیاد....وقتی کلویی اومد یه چشم غره بهش رفتم که فهمید منظورم چیه
کلویی: آقای دوماکلیس با من کاری داشتین
آقای دوماکلیس: کلویی تو دیدی که مارینت لایلا رو بندازه پایین
کلویی: آقای دوماکلیس درسته نفرت زیادی از دوپن چنگ دارم اما من چیزی ندیدم
لایلا: وا کلویی مگه نبودی وقتی اومدم مدرسه دست آدرین رو گرفته بودم که یه دفعه این دختره اومد و منو انداخت پایین
کلویی:لایلا چرا انقدر دروغ میگی من همچین چیزی ندیدم
آدرین: الکی خودتو لوس نکن لایلا یک دفعه آخرت باشه اینجوری حرف میزنی دو
دوماکلیس:کافیه همین الان بحثتون رو تموم کنید
سوسک ژاپنی: وای سرم رفت آدرین بسه اگه دوسم داری بس کن (ای حالم بهم خورد ازبس با ناز حرف زد*پشمک: ای گفتی منی که وجیم حالم بهم خورد)
آدرین: خب گفتی اگه دوست دارم من تورو دوس ندارم پس بحث رو ادامه میدم
لایلا :وای آدرین جونم این سوسک ژاپنی رو ولکن بیا پیش خودم کارت دارم
آدرین :من پیش تو یکی نمیام
کلویی: آدرین جونم به حرف اینا گوش نکن بیا پیش خودم
آدرین: عمرا بیام پیش تو یکی
مارینت: آدرین بسه به خدا سرم درد گرفت میشه تمومش کنی
آدرین: حتما به خاطر تو هر کاری میکنم
دوماکلیس: خب کافیه لطفا یکی دوباره برام ماجرا رو تعریف کنه
مارینت: صبر کنین من همه چیز رو بگم (من نمینویسم همون اتفاقی که دم مدرسه افتارو میگه)
آقای دوماکلیس: خب خب کاگامی و لایلا تا آخر هفته مدرسه رو تمیز میکنن
سوسک ژاپنی و دروغگو باهم: آخه....
آقای دوماکلیس: آخه نداریم بدویین
این داستان ادامه دارد.......
خب ای بچه بازیگوش کامنت نشه فراموش
میراکلس نماد عشقه ❤...