لایلا: آقای دوماکلیس مارینت منو از پله ها پرت کرد پایین الان پام خیلی درد میکنه

مارینت: آقای دوماکلیس داره دروغ میگه من همش پیش آدرین بودم چجوری باید اونو بندازم

آدرین: آقای دوماکلیس منم شاهدم اگه حرف های منو قبول نداریندوربینارو چک کنید

لایلا: منم شاهد دارم که مریدنت (مریدنت و مرض مریدنت و کوفت مریدنت و....،استغفرالله)

آدرین: اگه منظورت یه دروغگوعه دیگست ما هیچ دروغگوعه دیگه ای تو اینجا نداریم

لایلا:  کلویی که دروغگو نیست به اون بگین بیاد

آدرین: آقای دوماکلیس به کلویی بگین بیاد....وقتی کلویی اومد یه چشم غره بهش رفتم که فهمید منظورم چیه

کلویی:  آقای دوماکلیس با من کاری داشتین

آقای دوماکلیس: کلویی تو دیدی که مارینت لایلا رو بندازه پایین

کلویی: آقای دوماکلیس درسته نفرت زیادی از دوپن چنگ دارم اما من چیزی ندیدم

لایلا: وا کلویی مگه نبودی وقتی اومدم مدرسه دست آدرین رو گرفته بودم که یه دفعه این دختره اومد و منو انداخت پایین

کلویی:لایلا چرا انقدر دروغ میگی من همچین چیزی ندیدم

آدرین: الکی خودتو لوس نکن لایلا یک دفعه آخرت باشه اینجوری حرف میزنی دو

​​​دوماکلیس:کافیه همین الان بحثتون رو تموم کنید

​​​​سوسک ژاپنی: وای سرم رفت آدرین بسه اگه دوسم داری بس کن (ای حالم بهم خورد ازبس با ناز حرف زد*پشمک: ای گفتی منی که وجیم حالم بهم خورد)

آدرین: خب گفتی اگه دوست دارم من تورو دوس ندارم پس بحث رو ادامه میدم

​​​​لایلا :وای آدرین جونم این سوسک ژاپنی رو ولکن بیا پیش خودم کارت دارم

​​آدرین :من پیش تو یکی نمیام

کلویی: آدرین جونم به حرف اینا گوش نکن بیا پیش خودم

آدرین: عمرا بیام پیش تو یکی

مارینت: آدرین بسه به خدا سرم درد گرفت میشه تمومش کنی

آدرین: حتما به خاطر تو هر کاری میکنم

دوماکلیس: خب کافیه لطفا یکی دوباره برام ماجرا رو تعریف کنه

مارینت: صبر کنین من همه چیز رو بگم (من نمینویسم همون اتفاقی که دم مدرسه افتارو میگه)

آقای دوماکلیس: خب خب کاگامی و لایلا تا آخر هفته مدرسه رو تمیز میکنن

سوسک ژاپنی و دروغگو باهم: آخه....

آقای دوماکلیس: آخه نداریم بدویین


این داستان ادامه دارد.......

خب ای بچه بازیگوش کامنت نشه فراموش