از زبان مرینت:
همینطوری توی فکر بودم که یهو متوجه همون ماشین بقلیمون توی پشت چراغ قرمز شدم

 

ماشین مرینت

 

ماشین ادرین

 

حدود ده متر با ما فاصله داشت اما یه دفعه گاز داد و با شدت خورد به ماشینه ما .کوشینا و شیرو جیغ زدن و الیا کمی به جلو رفت اما خدا رو شکر قبلش از ترس جریمه پلیس کمربندشو بسته بود .کمربند من هم مانع از پرتاب شدنم به جلو شد.هممون خیلی ترسیده بودیم با ترس از توی آیینه بالایی به پشت سرمون نگاه کردم سریع کمربند هامون رو باز کردیم و پیاده شدیم .اون ها هم پیاده شده بودن.یکی شون رو پشت چراغ قرمز دیده بودم همون مو بلونده،یکی شون هم موهای قهوه ای کوتاه داشت و پوستش کمی تیره با چشمای قهوه ای با یه عینک گرد.
مو قهوه ایه داشت با اخم به مو بلونده نگاه می کرد و مو بلونده با یه لبخند که نمی دونم معنیش چی بود به عقب ماشین قشنگم نگاه می کرد به نظر که مست نمی یومد ،پس اگه مست نبوده چرا با اون فاصله ی زیاد از ما یهو به پشتمون زد به نظرم که کاسه ای زیر نیم کاسه است.(من:نه به کارتون میراکلس که توش اونقدر خنگ و احمق بودی نه به اینجا که کاراگاه مارپل شدی واسه ما😐.مری:چی میگی تو)یه خورده زیاده روی کردم و فیلم بازی کردم با داد گفتم:
وااااااااای حالا چی کار کنم ماشینه خوشگلم نههههههههه .
با اعتراض سمت پسره که نیشش باز بود برگشتم و گفتم:تو پسره چلمنگ،اره با تو ام امل بی دست و پا ،چه غلطی کردی هااااااان؟؟از اون مرینت ها شدم که اگه خدا هم میومد پایین نمی تونست جلومو بگیره به قول الیا زده بودم به سیم اخر و حسابی گوریل بازی در اوردم.ولی پسره هنوز نیشش باز بود اگه الیا و شیرو و کوشی نبودند می رفتم خفش می کردم همین طور داشتم به پسره فحش های مثبت هیجده سال می دادم و بینش از این جملات رایج ایرانی که سر دعوا های رانندگی می گن می گفتم:کدوم خری به تو گواهی نامه داده عوضی دست و پا چلفتی .حیفه این ماشین گل که زیر دست توعه پسره بی عرضه اول برو رانندگی یاد بگیر بعد بیا با این ماشینت تو خیابون پز بده .دوباره فحش بارونش کردم دیگه پسره نیشش باز نبود حسابی غرورشو خرد و خاک شیر کرده بودم .میون اون همه فحش هم هی قربون صدقه ماشینم می رفتم که یهو پسر بلونده گفت:
از زبان ادرین:
(همون اتفاقا افتاد دیگه)همینجوری که من رو به رگبار فحش بسته بود
قربون صدقه ماشینش می رفت دیگه کلافه شده بودم بابا درسته که زدم به ماشینش ولی خب خسارتش رو هم میدم چرا اینقدر فحش میده تازه ماشینش هم همچین توفه ای نیستا که اینطوری داره قربون صدقش میره.
اخم کردم و گفتم:خانم من واقعا متاسفم و خسارت ماشینتون رو میدم ولی شما هم اگه یه ذره با ادب تر باشید چیزی نمیشه.
از زبان مرینت:
این رو که گفت می خواستم جفت پا بیام تو حلقش که کوشینا نزاشت و گفت :شما هم اگه یه خورده حواس خرج کنی چیزی نمیشه .من هم حرفش رو تایید کردم و گفتم:راست میگه کوشی،شما تقریبا ده متری با ما فاصله داشتی بعد یهو گاز دادی و اومدی و زدی به ما مست هم که نبودی پس چرا اینجوری شد؟؟؟هاالان؟؟؟
پسر مو بلونده به من من افتاده بود که دوستش گفت:خانما من واقعا ازتون معذرت می خوام من داشتم با دوستم حرف می زدم و حواس دوستم رو پرت کردم واقعا شرمنده ام در مورد ماشینتون هم باید بگم که نه تنها خسارت رو جبران می کنیم بلکه برای اینکه ماشین تصادف کرده و قیمتش هنگام فروش کمتر میشه حاضریم براتون یه ماشین با همین رنگ و مدل بخریم مشکلی نیست فقط خواهشا ما رو ببخشید همون طوری که گفتم تقصیر من بود.
اوووووه اوه مثل اینکه حسابی مایه دارن یه نکاه به ماشینشون انداختم از اون مدل گرون ها بود(بچه ها اسم ماشین رو بلد نیستم ولی براتون عکسش روگذاشتم )دوست  پسرراننده هه پسر خوبی به نظر میومد ازش خوشم اومد تو همین فکرا بودم که الیا پرید وسط و گفت:نه این چه حرفیه ما معذرت می خواییم بابت رفتار دوستمون و بعد به من نگاه کرد و با لبخندی عصبی گفت:مگه نه مرینت جان.کمی سرخ شدم و رو به پسر بلونده کردم و گفتم :واقعا معذرت می خوام اقا.پسر بلونده خندید و گفت:اشکالی نداره تقصیر من بود.بعد الیا رو به پسرعینکیه کرد گفت:در مورد ماشین هم باید بگم که ما فقط خسارت رو می گیریم نیازی نیست زحمت بکشید(منظورش اینه که براشون یه ماشینه جدید بگیرن).
چیییییی؟؟؟؟اومدم بگم :هوییی الیا از کیسه خلیفه می بخشی که یه نگاه به من انداخت که لال شدم.
از زبان ادرین:
در جواب به اون دختره که پوستش کمی تیره بود و مو های قهوی ای موج دار داشت(من:یک کلام بگو الیا دیگه)لبخند زدم و گفتم:حالا این ها مهم نیست مهم اینه که شما خانوم ها این وقت شب چه جوری برید چون اونطور که من می بینم ماشینتون دیگه نمی تونه حرکت کنه اخه چرخ های عقب صدمه دیده.
دختر مو ابیه همون راننده هه که من رو یاد میوه بلوبری می انداخت زیر لب گفت:شاهکاره جناب عالیه دیگه.ولی انگار از قصد یه جوری گفت که من بشنوم حرصم در اومده بود این دختره چی داشت که چشممو گرفته بود چقدر هم رو مخه اه اه.همون طوری که اون اول چشممو گرفت حالا داره چشممو میزنه .چقدر هم غرغرو عه.
نینو که اصلا ازش انتظار نداشتم گفت :چه طوره که شما رو ما برسونیم اخه این وقت شب که کسی از این جا رد نمیشه ما شما رو میرسونیم.با تعجب به نینو نگاه کردم چطور ممکنه این نینو که تا چند لحظه پیشمی خواست منو خفه کنه به خاطر نقشه ام چه طوری شده که الان خودش داره پیشنهاد میده و نقشه رو پیش میبره.
همون دختره (الیا) با خجالت گفت:ما مزاحم شما نمی شیم یه تاکسی می گیریم.
من:این وقته شب اینجا خلوته و تاکسی پیدا نمی شه تازه خطرناک هم هست نمی...
یهو نینو پرید وسط حرفم و گفت:نمی تونیم شما رو اینجا تنها بزاریم بیایید با ما بریم.
از زبان مرینت:
الیا نگاهی به کوشینا و شیرو انداخت و اون ها هم سر هاشون رو تکون دادند از من نظر نخواست چون می دونست جوابم منفیه.ولی واقعا چاره ای نداشتیم اونجا خلوت بود .برای یه پیرمرد هم  خطرناک بود چه برسه به چهار تا دختر جوون و جذاب و خوشگل(خود شیفته کی گفته تو خوشگلی قیافه ات مثل بلوبریه.مرینت:میگم تو خیلی حسودی باز بگو نه)
من که دیدم چاره ای نداریم رو به بلونده کردم و با یه اخم گفتم:ببخشید که به شما زحمت می دیم.پسره هم با یه لبخند که بیشتر شبیه اخم بود گفت:نه خواهش می کنم
خلاصه سوار ماشین شدیم (بچه ها شما تصور کنید که شش نفرشون خیلی راحت تو ماشین جا میشدند)همینطور توی راه بودیم که پسر بلونده گفت:راستی خانوم ها ما داشتیم با نینو جان(و به دوستش اشاره کرد)به بستنی فروشی می رفتیم اتفاقا کمی جلو تر یه بستنی فروشی وجود دارت شما خانوما چی می خورید؟؟؟
الیا:نیازی نیست زحمت بکشید
نینو:نه بابا زحمتی نیست
الیا رو به کوشینا و شیرو گفت:بچه ها شما چی می خورید؟؟
کوشی:اگه زحمتی نیست یه بستنیه پرتغالی
شیرو با خجالت زیاد گفت:راضی به زحمت نیستیم.راننده هه(همون ادرین)  خندید و گفت:نه شما رحمتید.
شیرو گفت:بی زحمت یه بستنی موزی
الیا هم گفت:منم یه ایس پک شکلاتی(مثل نینو شد)
یک دفعه پسر مو بلونده که داشت رانندگی می کرد گردنشو برگردوند و گفت:...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


بقیه اش برای پارت بعدی
راستی ببخشید دفعه قبلی جو گیر شدم گفتم ۱۵تا کامنت می خوام به بزرگیه خودتون ببخشید اما بعضی اوقات بی جنبه میشم .هر وقت احساس کردین زیادی پرو و بی جنبه شدم کامنت ندید که روم کم شه .امیدوارم بتونید تحملم کنید.
خداحافظ خوشگلا(با دخترا بودم پسرا ذوق نکند)
بای بای راستی برای بعدی ۸تا کامنت