داستان من +تو = ما پارت ۱۲
مرینت :
از خواب بیدار شدم . چه چه خواب بدی
یعنی ممکنه ..نه بابا ...اون نمیتونه .... نمیشه .. یعنی میشه
ادربنی که من دیدم خیلی نهربون و خوب . و تازه من احساس میکنم که ...که .....م..م...من ....دوستش ....دارم .
نه من نباید عاشق بشم . یعنی نمیشه . نه هق هق هق استاد چی گفت
گفت که : نباید
امااندره گفت که باید
من گیج شدم .
نمیتونم یعنی من میتونم . نه نمیتونم یعنی من میتونم ولی نباید بتونم ..هق ....هق ...هق ... هق ( گریه دیگه ).....
مرینت : داشت اشکام تند تند به پایین میومد . نمیتونستم جلوشون رو بگیرم . سرفه هام هم دیگه بماند . الان تنها کسی که بهم ارامش میداد فقط اندره بستنی فروش بود .
رفتم خودمو داخل ایینه نگاه کردم ، این عالیه رنگ چشمام و موهام به حالت عادی برگشته .
رفتم طرف پل اندره .
برای اندره دست تکان دادم
مرینت : انننننندرهه
اندره: مرینت دوپن چنگ خوبی
مرینت : عالیم
اندره : اما چشمات
مرینت : نه عالی نستم هق هق هق هق
اندره: همینه دیگه
از زبان خودم ،:
اندره و مرینت حرف زدن و دل مرینت اروم شد . مرینت یک بستنی گرفت و بر روی یکی از صندلی ها نشست .
و بعد از تمام شدن بستنی به خانه رفت .
تیکی : مرینت
مرینت : بله
تیکی : میخوای به معبد سوخته استاد فو بریم .
مرینت : ارررره
از زبان خودم :
مرینت برای اینکه بتونه به معبد بره تیکی و دوسو رو ترکیب میکنه
مرینت : تیکی و دوسو ترکیب بشید
و به معبد میره
نگاهی به معبد میاندازه و به پایین معبد میره . در کوچکی رو میبینه .
میره سمتش و میخواد در رو باز کنه که نمیتونه یه چیزی نمیذاشت . یه چیزی مثل محافظ نامرئی
صدای داخل سر مرینت میگفت : بیا بیا پیش من . میرای بگو میرای
اما مرینت دست برداشت و به خانه رفت .
بعد از رفتن به خانه صدای داخل سرس میگه : ها ها ها ها من ازاد میشم . دیگه چیزی نمونده .
مرینت ، دستش رو روی سرش میذاره و روی زانو میشینه که ناگهان احساس میکنه یه چیزی خیلی محکم به سرش میخوره و از هوش میره .
۳ هفته بعد :
الیا :
سه هفته میگذره اما هیچ نشانه ای از مرینت نیست . کل پاریس رو دنبالش گشتیم . اما نیست که نیست
هرکه هم میپرسه میگیم رفته تعطیلات . نیست هیچ خبری ازش نیست .
و بر سر مجبوری ، مجبور شدیم که هویت مرینت( مایورا ، لیدیباگ ) رو فقط به کت نوار بگیم . اما ما هویت اونو نمیدونیم .
ادرین :
۳ هفته هست ، برام مثل ۱۰۰ روز بود ، نیس اون هیچ جا نیست .
دیوانه شدم .
همه جارو گشتم . صدای داخل سرم هم داره بر من پیروز میشه .
نمیتونه . اون نیست
هرکی اون رو برده میکشم . من اون رو میکشم
انچه در پارت بعد هست
نیس ، نیس
کمک کمکم کنید
ملکه ی من شما به زودی ازاد خواهید شد
تمام
مرینت نیست 😭😭😭😭😭
اخی
خوب دیگه
برا بعدی = ۹ تا کامنت
میراکلس نماد عشقه ❤...