‌ پارت دوم من و آدرین و قدرت های جادویی😜

به نام خدایی که خالق دریاست💜


از زبان جنتل من😍


آدرین :مرینت پاشو باید بریم مدرسه.                                                     
..../../
آدرین مممممممرررررررییینت بیدار شو


مرینت :کوفت مرینت برو میخوام بخوابم 
آدرین :باشه😁
آدرین :مرینت خانم به من میگی کوفت حالا ببین چیکار میکنم😃
(وجی:باز تو نقشه داری .من:آره اونم چه نقشه ای هاهاها😆😆)

آدرین :اول رفتم سرموبایلش و آهنگ باب اسفنجی گذاشتم 
بعدش هم رفتم از خوار هایی که از باغمون جمع کردیم اوردم گذاشتم زیرش 😂😂


از زبون مهربون و تودل برو مون❤️😘


مرینت:داشتم خواب میدیدم که یک همستر و بغلم گرفتم ودارم نازش میکنم و لالایی میخونم براش(وجی :دیگه برای همسترم لالایی میخونه 😕من :اه وجی تو خوابم ولم نمیکنی مممزاحم وجی :صدبار گفتم به من بگو وجدان جان مرینت :برو بابا خخخخررروو پپپفف)


مرینت:داشتم خواب میدیدم که یک مگس مزاحم بیدارم کرد 😒


آدرین :مرینت بلند شو مدرسه دیر میشه ها

مرینت بدررک 
آدرین :حداقل روتو اینور کن این و ببین 

مرینت :اااوو ف خیله خوب چیه

مرینت:سسسووووووخختم 
به آدرین نگاه کردم دیدم داره از خنده غش میره 
فهمیدم باز اون خارای بدرد نخورشو آورده (وجی :آره خیلی بدرد نخوره تا ناکجا آبادتو سوزوند من :شما خفه .وجی :دست به یخه😁)

مرینت :حیف که الان مدرسه دیر میشه وگرنه به حسابت میرسیدم 😈😈😾یکی به حسابت داداشی
آدرین :اگه تونستی باشه آبجی 
وزود جیم زد
منم رفتم دستشویی و کارهای مربوط به خودم را که به هیچکس ربط ندارد انجام دادم😏

خب حالا لباسای همیشگی رو بپوشیم وپیش به سوی مدرسه 
مرینت :الاغ من کجایی
آدرین :مممرررینت 
به منچه بیا من و از پله هابپر پایین و تا دم در حیاط ببر 
آدرین :خخخدایا من موندم چرا با تو یکی شرط بستم 😭😭
بیا بالای شونم 
مرینت:منم از طلافی اون خواری که گذاشت زیرم همچین  پریدم رو شونش که فکر کنم مهره هاش جابه جا شد 
آدرین :خدا زلیلت کنه انشاالاه خیر از جوونیت نبینی از فردا سی صد تا خوار میزارم زیرت حالا ببین 
مرینت :اه برو دیگه حوصلم و سر بردی😌راه افتاد منم لبخند شیطانی کردم آستینام و دادم بالا و به حالت طبل روی شونش میزدم 
ومیخوندم

مرینت:الاغ خوب و نازنین حالت چطوره خوب و خ‌و ش سلامتی بارت چطوره 
الاغ جان یکم عر عر کن واسم
آدرین ؛ممممرینت ببند 👿👿👿
مرینت:
در شرطبندی ذکر کردیم برنده به بازنده هرچی بگه او ن باید قبول کنه پس باید تاوقتی که به ماشین برسیم بگی من خر مرینتم بعد سه بار عرعر کنی بگی خربودن و دوست دارم(همینجور که حرف میزدم یواشکی گوشیم و برداشتم و دکمه ی ظبت صدارو زدم 😁)
آدرین ؛عمرا اینکارو بکنم 
مرینت :پس نتیجه میگیریم تو ترسویی هستی که مانند کبک سرت را در زیر برف کردی😳

آدرین :خیله خب بابا میخونم 

مرینت :خوبه ۱..۲...۳

آدرین:من خر مرینتم ..عر عر عر خر بودن و دوست دارم
رسیدیم به ماشین آدرین زیر لب گفت من عمرا دیگه با این بازی شرطبندی بکنم دوباره مارو خر میکنه
مرینت:داداش گلم نیازی نیست دیگه خر بشی صدا ت و همیشه دارم
آدرین :منظورت چیه

‌ پارت دوم من و آدرین و قدرت های جادویی😜

به نام خدایی که خالق دریاست💜


از زبان جنتل من😍


آدرین :مرینت پاشو باید بریم مدرسه.                                                     
..../../
آدرین مممممممرررررررییینت بیدار شو


مرینت :کوفت مرینت برو میخوام بخوابم 
آدرین :باشه😁
آدرین :مرینت خانم به من میگی کوفت حالا ببین چیکار میکنم😃
(وجی:باز تو نقشه داری .من:آره اونم چه نقشه ای هاهاها😆😆)

آدرین :اول رفتم سرموبایلش و آهنگ باب اسفنجی گذاشتم 
بعدش هم رفتم از خوار هایی که از باغمون جمع کردیم اوردم گذاشتم زیرش 😂😂


از زبون مهربون و تودل برو مون❤️😘


مرینت:داشتم خواب میدیدم که یک همستر و بغلم گرفتم ودارم نازش میکنم و لالایی میخونم براش(وجی :دیگه برای همسترم لالایی میخونه 😕من :اه وجی تو خوابم ولم نمیکنی مممزاحم وجی :صدبار گفتم به من بگو وجدان جان مرینت :برو بابا خخخخررروو پپپفف)


مرینت:داشتم خواب میدیدم که یک مگس مزاحم بیدارم کرد 😒


آدرین :مرینت بلند شو مدرسه دیر میشه ها

مرینت بدررک 
آدرین :حداقل روتو اینور کن این و ببین 

مرینت :اااوو ف خیله خوب چیه

مرینت:سسسووووووخختم 
به آدرین نگاه کردم دیدم داره از خنده غش میره 
فهمیدم باز اون خارای بدرد نخورشو آورده (وجی :آره خیلی بدرد نخوره تا ناکجا آبادتو سوزوند من :شما خفه .وجی :دست به یخه😁)

مرینت :حیف که الان مدرسه دیر میشه وگرنه به حسابت میرسیدم 😈😈😾یکی به حسابت داداشی
آدرین :اگه تونستی باشه آبجی 
وزود جیم زد
منم رفتم دستشویی و کارهای مربوط به خودم را که به هیچکس ربط ندارد انجام دادم😏

خب حالا لباسای همیشگی رو بپوشیم وپیش به سوی مدرسه 
مرینت :الاغ من کجایی
آدرین :مممرررینت 
به منچه بیا من و از پله هابپر پایین و تا دم در حیاط ببر 
آدرین :خخخدایا من موندم چرا با تو یکی شرط بستم 😭😭
بیا بالای شونم 
مرینت:منم از طلافی اون خواری که گذاشت زیرم همچین  پریدم رو شونش که فکر کنم مهره هاش جابه جا شد 
آدرین :خدا زلیلت کنه انشاالاه خیر از جوونیت نبینی از فردا سی صد تا خوار میزارم زیرت حالا ببین 
مرینت :اه برو دیگه حوصلم و سر بردی😌راه افتاد منم لبخند شیطانی کردم آستینام و دادم بالا و به حالت طبل روی شونش میزدم 
ومیخوندم

مرینت:الاغ خوب و نازنین حالت چطوره خوب و خ‌و ش سلامتی بارت چطوره 
الاغ جان یکم عر عر کن واسم
آدرین ؛ممممرینت ببند 👿👿👿
مرینت:
در شرطبندی ذکر کردیم برنده به بازنده هرچی بگه او ن باید قبول کنه پس باید تاوقتی که به ماشین برسیم بگی من خر مرینتم بعد سه بار عرعر کنی بگی خربودن و دوست دارم(همینجور که حرف میزدم یواشکی گوشیم و برداشتم و دکمه ی ظبت صدارو زدم 😁)
آدرین ؛عمرا اینکارو بکنم 
مرینت :پس نتیجه میگیریم تو ترسویی هستی که مانند کبک سرت را در زیر برف کردی😳

آدرین :خیله خب بابا میخونم 

مرینت :خوبه ۱..۲...۳

آدرین:من خر مرینتم ..عر عر عر خر بودن و دوست دارم
رسیدیم به ماشین آدرین زیر لب گفت من عمرا دیگه با این بازی شرطبندی بکنم دوباره مارو خر میکنه
مرینت:داداش گلم نیازی نیست دیگه خر بشی صدا ت و همیشه دارم
آدرین :منظورت چیه
مرینت الان میگم 
رفتم پیش راننده و گفتم پیاده شو
راننده :برایچی خانم؟
مرینت :میگم اون هیکل گوریل انگوریت و بیار بیرون کاردارم
راننده پیاده شد منم نشستم روی صندلی
مرینت :میخوای بدونی منظورم چیه آدرین
آدرین :بنال دیگه
مرینت:گوشیم و در آوردم و صداش و که ضبت کرده بودم و گذاشتم 
داشت از کلش دود بلند میشد اومد بهم حمله کنه ماشین و رو شن کردم و د برو که رفتیم آدرین خان حالا پیاده بیا مدرسه😂


از زبان جنتل من 😍


آدرین؛بنال دیگه 
دیدم گوشیش و در آورد وروی یک دکمه کلیک کرد بعد صدای من بود که داشتم اون حرف های اعصاب خورد کن و میزدم
دیگه داشت دود از کلم بیرون میومد به سمتش حمله کردم که ماشین  وروشن کرد و رفت 
پپپووووووف
حالا باید با ماشین دیگه برم 
رفتم شمت پارکینگ
میخواستم سوار ماشین بشم که دیدم       بله هر چهار لاستیک ‌پنچر 
من عاشق ماشین دنا بودم چند روز پیش. من باز بلا سر مرینت اوردم اونم برای طلافی ماشینم و پنچر کرد دیگه اعصابم قاطی کرده بود باید به موقع به مدرسه میرسیدم برای همین سوییچ به قول مرینت دادم به گوریل انگوریل یا همون راننده شخصیمون گفتم پنچری شو بگیره خودمم شروع کردم دوییدن به طرف مدرسه☹️😒

از زبون بی بی سی. 

خوب امیدوارم خوشتون اومده باشه از این پارت😁 دستای من در حال شکستن هستش (وجی:حقته من :غورباقه هم قدته فردا سر عقدته وجدان :😨من :😅)

این پارت رایگان بود و نیاز به نظر دهی ندارد 
میدونم دلتون برام تنگ میشه زود میام و پارت ۳رو میزارم 
غصه نخورین همیشه بخندین 
شاد باشید 
شاد بمونید 
شاد دلتون برام تنگ شه 
بای بای🖐