I'm happy
سلام بچه ها
خیلی خوشحالم {و ذوق زده}
چرا؟
چون ک زیرا
(نخود : اخه تو همیشه خل میزنی
اینبار دلیلت چیه
؟)
{ممنون از تعریفت
}
قضیه بر میگرده ب کنارت می مونم
می دونین خب الان یجورایی ی گشف هویت نصفه نیمه شده دیگه
من کشف هویت تکمیلی رو تقریبا خوب نوشته بودم
اما خب از بعد اون و تا زمان شکست هاک ماث رو خب خیلی جذاب ننوشته بودم و خب ابکی و الکی بود
اما چن دق پیش ی ایده ب ذهنم رسید
ک داستانو
خیلی پیچ در پیج ، طولانی ، ماجراجویانه و ...
و خب مسلما درد و غم هم چاشنی داستانای منه
و الان داستان خیلی تو در تو شد
و خب خیلی ذوق مرگم
ولی ایدش کلا با ورژن اصلی ک
چندین ماه پیش نوشتم متفاوت شد
و خب قبلا
من روی نسخه ی اصلی تغییرات ایجاد میکردم و می ذاتشمش.{چون از نظر خودم نسخه ی اصلیش واقعا حوصله سر بر و مسخره اس}
(نخود : ابجی داستان خودته ها!)
ولی حالا کاملا متفاوت شد
و می دونید
با اینک روی نسخه ی اصلی تغییر ایجاد کرده بودم
اما
بازم ب دلم نمیشت
تا اینک این ایده ی منحوس ب ذهنم رسید

بوخودا من خیلی مهلبونم
و احساسی
(نخود : بهتره بگی کاچه ای چون خپدت 100 بار میشینی داستانای خودتو می خونی و براشون اه و ناله میکنی)
بچه ها ب قیافم نگاه نکنین من خیلی بد جنسم
عه اممو اهم اهم ببخشید منظورم این بید ک ب قیافم نکا نکنید من خیلی مهربونم
حالا جدا از شوخی من خیلی احساسی ام
و خب برای نوشتن این ایده ها ذوق مرگم
می دونین چ حالی دارم؟
شده گاهی دوتا اتسه ی اساسی بکنین سومیش گیر کنه
هی بگیر نگیر داشته باشه
بعد وقتی بی خیال میشیدی دفعه میاد
من الان اونحوریم
چن تا ایده ی باحال برا ادامش اومده تو رهنم
اون یکی هی می خواد بیاد
بعد چون میبینم یکم طول میکشهه
تنبلیم میکنه حوصله ی فک کردن ندارم اونم گیر میکنه
راسی
ممنون بابت کامنتای انگیزع بخشتون
فردا پارت بعدو میدم و مث اینک
یکی از برنده ها
ب عنوان جایزه پارت خواسته
پس شاید فردا دو پارت داشته باشیم
خب
عاشقتونم{ازونجایی ک ورود پسرا ممنوعه مسلما منظورم دخترا ان}
بابای
میراکلس نماد عشقه ❤...